سفارش تبلیغ
صبا

من و گذشته من
 
قالب وبلاگ
آخرین مطالب
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

پیشا پیش عید نوروز وآغاز 1388 شمسی را بشما دوستان خوبم تبریک میگویم

 

چند بیت از حافظ:

 

ابر آزاری برآمد باد نوروزی وزید                         وجه میخواهم و مطرب که میگوید رسید

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام بارعشق و مفلسی صعب است میبایدکشید

قحط جودست آبروی خود نمیباید فروخت              باده و گل از بهاری خرقه میباید خرید

 

با سلام,خوب هستید انشالله؟

میدونم همه در حال هوای نوروز خرید .... هستید سرتون حسابی شلوغه گفتم قبل از سال نو تبریکی عرض کنم  و انشالله که همانجور که خانه زندگی خود را نونوار میکنید خانه دلهایتان هم خانه تکانی بشه و خاطرات و سختیهای گذشته بایگانی و جا برای روزهای سبز شاد و ... باز کنید

و تو این روزها یادتون باشه دوستانی هم هستند که سال به سال میگذره ولی رنگ شادی نمیبینند بهتره شادیهاتونو با اونها تقسیم کنید

نمیخوام زیاد وقتتونو بگیرم خوش باشید

 


[ یکشنبه 87/12/25 ] [ 2:50 عصر ] [ بهداد ] [ نظرات () ]

 

روز به امامت رسیدن امام مهدی(ع) را بشما  دوستانم تبریک میگیوم

 

چند بیت از حافظ:

 

کلک مشکین تو روزی که زما یاد کند                  ببرد اجرد وصد بنده که آزاد کند

قاصد منزل سلمی که سلامت بادش        چه شود گربه سلامی دل ما شاد کند

امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند            گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند

 

با سلام  خدمت دوستان خوبم امروز داشتم  ابدیت جدید دوست خوبم علیرضا (موتور سنگین)  را مشاده میکردم که درمورد سفرشون به اصفهان نوشته بودندیادم افتاد منهم سفری یا بهتر بگم اولین سفرم به کیش را میخواستم  در اینجا خاطراتشو بنویسم

 

 

بعد از اینکه خانمم رفت ازخانه من در خانه مادرم بودم روزهای اول خیلی بسختی گذشت  وقتی خانواده وضعیت بد روحیم رادیدن پیشنهاد رفتن به کیش صبح با زنگ موبایل از خواب بیدار شدیم من خودرا داشتم برای سفر آماده میکردم که مادرم با کانون تما س گرفتن گفتن ساعت 10.30 فرودگاه باشید با عجه رفتیم فرودگاه زود رسیدیم در سالن انتظار منتظر شدیم بعد از گرفتن بلیطها سوار هواپیما شدیم ساعت 12.30 حرکت و 15 به کیش رسیدیم

هتل شایان هتلی زیبا نزدیک اسکله تفریحی کیش

بعد از مشخص شدن اتاقها رفتیم در اتاقمان ساکن شدیم من رفتم که آبجوش بگیرم که در آسانسور گیر کردم

ساعت 4 با مادرم رفتیم اسکله تفریحی: اسکله ای زیبا که برایمن که تابحال کیش نیامده بودم زیبایی خاصی داشت

بعد با چند نفر رفتیم بازار ونوس دیدن کردیم  ساعت 8.30 رفتیم شام صبحانه و نهار و شام برعهده هتل بود

بعد یک تاکسی دربست گرفتیم تا دور کیش بگردیم و بعد به هتل برگشتیم بلیط جشن هتل راگرفتم  (راستی قبل از شام به کافی شاپ هتل رفتم فال برایم گرفتن امد (نفس باد صبا ) یکم روحیم عوض شد

روز بعد همه را به بازار عربها و خلیج بردن بخاطر اینکه هوا خیلی گرم بود من تویشرت گرفتم و بعداظهر به دیدن کشتی یونانی و شهر باستانی هریره و درخت سبز و اخر هم بازار بین المللی کیش  بعد به جشن هتل بسیار عالی بود

روز بعد فهمیدم هتل برنامهای نداره همش بازار بود

بوستان اهوان

روز شنبه خودم ماشین گرفتم با مادرم به پارک ساحلی مرجان و بازار آن  دیدن ماهیها خیلی زیبا بود و بعد بوستان اهوان و پارک هنر و هتل باشکو داریوش 

بعداظهر رفتیم دیدن دلفینها

اخر شب هم شبهای شاندیز

 

پ.ن: کیش واقعا زیباست بخصوص وقتی که از پنجره اتاق به دریا نگاه میکردم

پ.ن: اینو گفتم بگذارم که اگر نرفتین و مثل من دفعه اولتون هست یکم با جاهی دیدنیش اشنا بشین

پ.ن:هزینه ها بالاست بخصوص مثل من ناشی  پول زیاد به تاکسی ندین و لی از تمام ثانیه ها استفاده کنین میخواستم بیشتر توضیح گفتم مزه به اینه که خودتون بروید ببینید

خوش بگذره

 

 


[ شنبه 87/12/17 ] [ 7:16 عصر ] [ بهداد ] [ نظرات () ]

ماه ربیع الاول را بشما دوستان خوبم تبریک میگویم

 

چند بیت از حافظ:

 

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود        پیش پایی بچراغ تو ببینم چه شود

یارب اندر کنف سایه آن سربلند                   گرمن سوخته یک دم بنشینم چه شود

آخر ای خاتن جمشید همایون آثار               گرفتند عکس تو برنقش نگینم چه شود

 

با سلام.محرم و صفر تمام شد و کسانیکه از این ماه بهره کافی برده باشند خوشنودتر خواهند بود

تا بحال شده در مورد ایمان فکر کنید ؟

پیامبر اعظم (ص) فرمودند : دوراه رسیدن به ایمان: اول صبر و دوم  شکر است

صبر چیست:

شکر چیست :

همیشه صبر در برابر مشکلات و شکر گزاری خدا مفید بوده

خود ایمان داشتن به دین و ائین خاصی مربو ط نمیشود

نمونه هایش را داریم از ایوب پیامبر و یوسف نبی

که خدا برای اینکه ایمان ایوب را بسنجد فرزندان و سلامتی و خیلی چیزهای دیگر را از او گرفت و ایوب با صبر و شکرگزاری در این امتحان پیروز و سر بلند شد

و خدا کسانی را بهشت جایگاهشان قرارمیده که در برابر مشکلات و سختیهایی که برای امتحانشون بهشون میده صبورباشند و خدارا بخاطر توجهی که بهشون داره شکرگزار باشند خدا نکند خدا کسی را بحال خودش واگذارد

 

پ.ن: اگر کمتر تو نت میام خیلی از شما پوزش میخوام چون همان جور که میدانید زیاد در وضع روحی خوبی نیستم تا میان دوباره بخودم بیام دوباره یک موردی پیش میاد که بهم میریزم

پ.ن: درمورد زندگیمم هنوز هیچ خبری نیست هرروز ازگوشه کنار خبری بما میرسه خواهرمم هم باخودش صحبت کرده انقدر دروغ گفته وجوری دربین مردم خودشو نشون داده که انگار هیچ تقصیری نداشته و مروز زمان باعث شده ابری جلو حقیقت را بگیره

دوستان خوبم من ازشما میخوام برام دعا کنید تاخدا این ابر سیاهرا که جلو حقیقت را گرفته کنار بزنه و ابروی منو و من از این امتحان هم سربلند بیرون بیام

خیلی حرف داشتم بماند برای بعد

پ.ن: این ابدیت قرابربود حرفهای زیادی گفته بشه ولی مرور زمان باعث شد  حرفهایم را فراموش کنم (که از وضعیت بد روحیم سرچشمه میگیره )

 

 


[ سه شنبه 87/12/13 ] [ 8:38 عصر ] [ بهداد ] [ نظرات () ]

 

 

 

28 صفر مصادف است با

 رحلت خاتم انبیا محمد مصطفی (ص)

شهادت امام حسن مجتبی (ع)

30 صفر مصادف با

 شهادت امام علی بن الموسی الرضا (ع)

 

با سلام خدمت دوستان خوب و همیشه همراهم  دوست داشتم که منهم بنوعی برای ایام سوگواری کاری کرده باشم

هرچه فکر کردم دیدم بهتره شما را بسایت

استان قدس رضوی

معرفی کنم تاهم بتونید در مورد این امام عزیز و هم امکاناتی از جمله زیارت غیر حضوری و... بهره بمند بشین

امیدوارم در این ایام این دوست خودرا از دعای خود بی نصیب نکنید

 

 


[ چهارشنبه 87/11/30 ] [ 9:20 عصر ] [ بهداد ] [ نظرات () ]

 

 

چند بیت از حافظ:

 

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر               هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

زدصل روی جوانان تمتعی بردار                   که درکمینگه عمرست مکر عالم پیر

نعیم هردو جهان پیش عاشقان بجوی          که این متاع قلیلست و آن          

با سلام, همیشه من دنبال آرامش بودم خیلی دنبالش گشتم ولی هرچه گشتم انگار ازش دورتر شدم

حالا از شما میپرسم ایا در این دنیا آرامشی هست؟

کوچک که هستی میگن درستو بخون تا بزرگ که شدی به ارامش اسایش میرس پس کو

خداییش دوران کودکی دورانی پر از اسایش راحتیست

شاید بگین ادماهی تن پرور تنبل دنبال اسایش راحتین پس برای چی تلاش میکنیم

بقول دوستی انسان وقتی جونه خیلی ارزوها داره ولی وقتی بهش میرسه که پیر شده و نمیتونه استفاده ببره

تا سختی نباشه ارامش معنی نداره

خیلی ها میگن پول سواد ارامش میاره ولی نه اونقدر که فکر کنید من کسی رامیشناسم سواد پول کامله ولی سلامتی نداره

وقتی مجردی همش تواینفکری که کی ازدواج میکنی ولی وقتی ازدواج میکنی میگی کی به ارامش میرسی

ولی خدا زن ومرد را مکمل هم افریده اگر جور باشن باهم خیلی عالیه ولی اگر نباشن !

راههای رسیدن به ارامش را میتوانید در وبلاگ ارامش درقران بدست بیاورید

و یکی از راهای دیگر را من سایت تبیان را بشما معرفی میکنم که باسرچ ارامش نکات خوبی را بشما میگوید

راهای بدست اوردن ارامش

بنظر من نه تو این دنیا ونه اون دنیا ارامشی نیست بهرحال ازخدا میخوام که همیشه درارامش اسایش واقعی باشید و منو از دعای خود فراموش نکنید


[ پنج شنبه 87/11/24 ] [ 4:59 عصر ] [ بهداد ] [ نظرات () ]

ولادت حضرت امام موسی الکاظم (ع) را تبریک میگویم

 

 

چند بیت از حافظ:

 

دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس              نسیم روضه شیراز پیک راهت بس

دگزر منزل جانان سفر مکن درویش             که سیر معنوی دگنج خانقاهت بس

دگر کمین بگشاید غمی زگوشه دل                   حریم درگه پیر مغان پناهت بس

با سلام, خدمت دوستان عزیزم

بالاخره خاطرات گذشته زندگیم تمام شد

در این مدت دوستان زیادی ابراز لطف فرمودند که همینجا از همشون تشکر و قدردانی میکنم

نمیدونم دوستان چه نتیجه ای از مطالب من و چه توشه ای گرفتند

 یکی از دوستان خواسته بود اینجا را ببندم ولی برا ی من ازاینجا خیلی خاطره دارم و بیشتر برای خودم مینویسم چون نوشتن به یک نوع باعث میشه انسان تهی بشه افکارش

   اینجا به یک نوع دفترچه خاطراتم میباشدو همیشه سعی میکنم با دوباره خواندن انها از تجربیاتی که بدست اوردهام استفاده کافی ببیرم

 

دوستی گفته بود اینها داستان است برای همین خاطرهای هم من دراین مورد دارم

قبل از ازدواج چندین بار در تلویزیون و وب و مجلات و رمان ..... مثالهایی و نمونه هایی از اتفاقاتی که برایم افتاده بود دیده بودم و فکر میکردم  برای من اتفاق نخواهد افتاد ولی افتاد و باخود هزاران بار گفتم ای کاش انهارا بهتر خوانده بودم و دقت کرده بودم تا چنین اتفاقی برایم  بوجود نمی امد

 

اینها همه اش واقعی بود واگر دور بر خود را به دقت بنگریم میبینیم  از یوسف نبی بگیرید  که زلیخا بخاطر  رسیدن به یوسف به شوهر خود لطمه زد

تا امامانمان بعنوان نمونه امام حسن و امام جواد که زنانشان فریب ازدواج با پادشاه را خورده بودند و دست بقتل امامان زدند(زنانی بغیر از مادران  امامان معصوم ما)

 

هم زنانی بوده اند و هم مردانی که در طول زمانهای گذشته و چه آینده هم خواهد بود که به شوهران و همسرانشان  لطمه زده اند  و انشالله که نشود خواهند زد

 

خیلی حرفها داشتم که بنویسم ولی بماند برای بعد موفق پیروز باشید

از خداومند برای شما خوشبختی و شادابی و موفقیت در تمام مراحل زندگی  خواهانم  برای من و دوستان خود دعا کنید

 (از شما دوستان هم میخواهم اگر نتیجهای و یا تجربه ویا وو در مورد مطالب این خاطرات گرفتهاید براایم بنویسید

به امیدانروز که این وبلاگ هم ورنگ شادی بگیرد

التماس دعا

 

 

 

 

 


[ یکشنبه 87/11/13 ] [ 4:44 عصر ] [ بهداد ] [ نظرات () ]

پیشا پیش ولادت امام محمد باقر را تبریک میگویم

 

 

چند بیت از حافظ:

 

عاشق روی جوانی خوش نو خواسته ام               وزخدا دولت این غم بدعا خواسته ام

با سلام, خدمت دوستان عزیزم

ادامه مطالب :

ایام عید گذشت تا سالگرد عقدمان رسید من کادوئی برایش خریدم ولی او نه خیلی ناراحت شدم  روز تولدم خانوادهام برایم تولد گرفتن ولی گفت بهت تبریک نمیگم چون دوستت ندارم

 

روزها میگذشت اتفاقات زیادی افتاد هر روز دعوا در اتاق دیگر میخوابید  تا ماه رمضان رسید

خیلی زندگی برایم زجر اور شده بود حتی اینقدر که همه از احوال من فهمیده بودند که مشکل پیدا کردم مادرم با دختر عموم صحبت کره بود اونهم اجازه خواست تا با خانمم صحبت کنه  ولی اوهم نا امید شد

یک روز جمعه بمن گفت هم خانه را میخوام وهم مهریه را دعوامون شد ولی بجایی نرسید

 

تا روز شهادت حضرت علی که ظهر خانه پدر خانمم بودم بعد از افطار ددیم خانمم با برادرش بیرون صحبت میکنند  

در راه رفتن خانه فهمیدم یک چیزیش هست خانه که رسیدیم گفت میخواهی چکار کنی من که دوستت ندارم برادرم هم گفته دوماه فرصت میده بما وگر نه باید جدا بشین  دیدم اونها دارن برام تصمیم میگیرن طلبکار هم شدن گفتم خودت میدونی گفت این زندگی فایده نداره خودتم میدونی باهم دعوا کردیم  بقدری که حال شبد شد رفتیم دکتر دراونجا خواهر شزنگ زد و فهمید و بعد دیدم برادرش اومد خانه و با حالت طلبکارانه با من صحبت میکرد گفت (به خواهر ش) اگر میخواهی طلاقتو میگیرم ولی خودت خواستی بقدری اعصبانی بودم که نمیدونید پررو عوض اینکه جلو من از کارهای خواهر خجالت بکشه نعره میکشید گفت میبرمش خونه خودم و رفتند شب رفتم خانه مامان مادرم میگفتند انقدر حالم بد بوده که خدا میدونه..

عصری زنگ زدم بهش گفت نمیام این زندگی فایده نداره  به برادرم گفتم گفت برو قفل خانه را عوض کن فردا چیزی ور ندارند از تو بخوان

عصری برادرش زنگ زد با پرخاش گفت رفته خانه وسایلشو برداره بسته بوده شروع کرد هرچیزی خواست گفت :

برادرش میگفت میروم مهریشو میگیرم و طلاق هم نمیگیریم

روز بعد برادر دیگرش زنگ زد که بیا بپاش بیفت و معذرت خواهی کن گفتم اون خطا کرده من بکنم  اولش راضی شده بودم بعد دیدم نه درست نیست منکه مقصر نبودم

چند روز بعد زنگ زد گفت میخوام بیام وسایلمو بردارم گفتم باشه با مامان رفتیم مادر و پدرش هم بودند من رفتم با او تو خانه مادرم هم با خانوادش صحبت کرد تو خانه گفتم دوست دارم برگردی گفت چرا دنبالم نیامدی گفتم خودت رفتی کمکش کردم وسایلشو برداش و رفتند

مادر و پدرش دوست داشتن اشتی کنیم ول یاون نمیخواست میشناختمش

در سوگ ارزوها ی برباد رفته ام نشسته ام

الان چهار ماه گذشته من که نمیدونم چرا دل تنگشم کارم شده گریه ولی چون میدونم دوستم نداره نرفتم جلو

وکیلشم حقو بمن داد و تازگی برادرش درخواست 10000000 تومان کرده که برن کنار ولی من نه دارم ونه میتونم پول زور بدم

مطالب فعلا تمام شد تا ببینیم خدا چه می خواد اگر خبری شد حتما خواهم نوشت من زیاد وضع روحی خوبی ندارم حتی به کیش رفتم که جزعیاتش را خواهم نوشت که فایدهای نداشت همه در تلاشن که منو سر حال بیارن ولی غمی که من دارم مرحمی پیدا نشده   موفق باشید از دعا فراموشم نکنید دوستار شما شما هم تنهایم نگذارید که درحال کامل شکستنم واگر امیدم بخدا و خانوادهام که خیلی ازیت شدن نبود شاید تا بحال مرده بودم  


[ شنبه 87/11/5 ] [ 4:47 عصر ] [ بهداد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

آمارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت